تبليغاتX
http://voroojake-jahel.blogfa.com
شنبه بیست و ششم آذر 1384
تولد....
معمولا بهترین روز زندگی هر فرد روز تولدشه مگه نه؟؟؟

       تولد .... تولد ...... تولدش مبارک .....

                                                   مبارک .... مبارک ... تولدش مبارک .....

حالا تولد کیه ؟؟

                            اگه گفتین تولد کیه ؟؟؟؟

                                                           ولی خیلی دوسش دارم .... اندازه خودم

آخه تولد منه دیگه ....  خیلی بی معرفتین هیچ کی نباید یه تبریک بهم بگه؟؟؟؟

حالا که تبریک نگفتین .... پس زود  کادوهاتونو باز کنین بینم!!!

منتظرم ... حالا هر کی بگه چی آورده ...

 

 

+ نوشته شده در 2:54 توسط امیرحسین.
سه شنبه بیست و دوم آذر 1384
تو به کار خویش ما هم به کار خویش
می گویند عارفی بود که نزد مردم به پاکدامنی

 و ... مشهور بود.

روزی از جانب خدا ندا آمد که می خواه

سری از تو نزد مردم فاش کنم تا مردم تو را

سنگسار کنند!؟

عارف گفت:

می خواهی از رحمانیت تو نزد مردم سری

گویم تا دیگر کسی تو را سجده نکند ؟

ندا آمد که تو به کار خویش باش ما هم به

کار خویش

راستی :

تولد امام رضا هم مبارک  رضا ( دوستمه ) من کیک می خوام

+ نوشته شده در 12:33 توسط امیرحسین.
دوشنبه چهاردهم آذر 1384

اي عزيز به ياد مي آورم روز اول آشنايي را ، روزي كه تو

را پيدا كردم و تو غريبانه پا به سرزمين قلبم گذاشتي  و من

به پاي قدمت گل هاي بهاري را برايت چيدم و از شوق ديدار

دنبال واژه اي مي گشتم ، كه تو سلام كردي و اولين قدم را

نهادي ؛ و من آرام آرام در پس كوچه هاي دلت قدم زدم تا تو

را بيشتر بشناسم .

گمشده تو را پيدا كردم و تو مرواريدي از محبت به من دادي

و تصوير زيبايي در چشمان تو بود و دست تقدير با قلم زرينش

نام تو را بر لوح قلبم حك كرد .

وقتي كه در شاخه شاخه ي نگاهم پرنده هاي غريب لانه كردند ،

وقتي كه هيبت بادها در كنار شقايق هاي عاشق خيمه زد ، آنگاه

بهار صبح سكوت مرا جار زد .

اي عشق ، اي هميشه غريب ، امروز به

جستجوي تو كسي دارد در كوچه هاي غمگين

غروب پرسه مي زند و سراغت را مي گيرد ،

از آفتاب ، از دريا ، از تمام مهربانيها .

بايد به شهرهاي گمنام عشق ايمان آورد ؛ در

فصل فصل دفتر تنهايي در نهايت عشق سفر

كرد و عاشق ترين بود .

امشب در كوچه هاي دل تنگي غمگين ترين

ترانه را زمزمه كردم و

                 از صميم قلب و اعماق وجودم فرياد مي زنم خدا جونم خیلی دوست دارم .

قابل توجه خیلی هایی که منحرفن :

الان فکر کنم جای نقطه چین پر شده . اینا هم جز متن چیز دیگه ای نیست.....

نکنه خودتون.......

 

 

+ نوشته شده در 14:36 توسط امیرحسین.
دوشنبه هفتم آذر 1384
توی اتاق سردم باز داره بارون میاد

برای چشم خسته ام باز داره مهمون میاد

به یاد با تو بودن سرودن و سرودن

قدم زدن تو ابرها به یاد غم نبودن

به یاد گفتن عشق توی کلام نابت

غزل غزل ترانه توی شراب نابت

عزیز دل فداتم منتظر صداتم

برای با تو بودن منتظر نگاتم

بیا که دل اسیره بی تو داره می میره

برای با تو بودن دوباره جون می گیره


+ نوشته شده در 17:55 توسط امیرحسین.